X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
چهارشنبه 27 دی‌ماه سال 1385

 

به قول تکیه کلام عزیزی (الحق و الانصاف)

ما آدمها موجودات عجیبی هستیم .

 

گاه که احساس می کنیم تنهاییم و نیاز به هم صحبت داریم

گاه که احساسمان به گزو گز می افتد (مور مور می شود )

دنبال کسی می گردیم که خودمان را گیره کنیم به او درست مثل رخت و لباس که گیره می شود به طناب !

بعد بت می سازیم ازاو

از همانی که خودش هم دنبال طنابی بود که خودش را گیره کند به آن !

بعد انگار پیچ های گیره سفت تر می شود .

دلتنگش می شویم ....عادت می کنیم به هم ..شبیه عادت کردن به مرغ خانگی !

دلیلش ؟!

خود هم نمی دانیم چرا ؟!

عادت است دیگر ...نیاز است باید توجه شود به آن .

...

بعد دوباره احساسمان مور مور می شود ...

پیچ های گیره هرز می شود انگار ....

دلیل برای توجیح فراوان است تا دلت بخواهد ...

....

و باز قصه تکرار می شود .( مضحک تر از قبل )

....

 

و شاید برای همین هست که کلاغ آخر قصه به خانه اش نمی رسد !