X
تبلیغات
نماشا
رایتل
جمعه 26 مرداد‌ماه سال 1386

 

* دلم اینروزها آرزوهای محال دارد.

دلم بچه تر از همیشه شده ...

دستش را می گیرم و می کشم به دنبال خود اما دلم همچنان پایش را به زمین می کوبد و انگشت اشاره اش را معصومانه گرفته سمته آرزوهای محال

نقطه ضعفم را خوب می داند...

اما کاش می فهمید که خسته ام ...

یک هفته ایست که آرامش کرده ام ...دنیای خوابهایم سرش را گرم کرده ...

دلم خسته است ...صدای تالاپ و تولوپش را به زور می فهمم...

دلم خواب می خواهد هنوز ...

نمی فهمم خواسته اش را ...خواب ؟!...مرگ؟!...زندگی؟!...گیج شده ام !

 

*عرفان

نور شمع

موسیقی کلاسیک

و صدای زنده یاد احمد شاملو

آرامشی دلنشین را نصیبم می کنند .

گرچه رعشه هایی هست که گاهی مثه یه موجود مزاحم ذهن و فکرم رو آزار می ده .

موجوداتی موذی که گاهی پارازیت وار میان آرامشم پابرهنه می دوند و کام روحمو تلخ و گس می کنند ...

اینروزها از جسمم غافل شده ام .

عقایدم گاه شبیه مرتازهای هندی می شود !

 

* پرسه می زنم میان هفت سالگی و سی سالگی ...

بیست و چهار سالگی ام را نمی فهمم!

نرگس