X
تبلیغات
نماشا
رایتل
شنبه 15 دی‌ماه سال 1386

*ببین این لحظه هاس که در حال فراره .

فک نمی کردم خفاشا بتونن تو خونه بیان ...

اما انگاری کار خودشون و خوب بلدن ...

صدای بال زدن شون . قیافه هاشون ...تنها حسی رو که بهم می ده سرماست و چندشه ...

یه کاری کن...این یه خواهشه...

نگو اسیریم...نگو اجباره....نگو خونه شده خونه مرده ها...نگو دست تو نیس...که دست توس...

حس گرمای حضورتو می خوام ....فقط همین!

 

* صدای زنده یاد "افشین مقدم" آرامشی دلنشینو این روزا بهم می ده ...روحش شاد ...

*هنوزهم حساب بانکیم خالیه . هنوزهم حقوقی واریز نشده ...همه چی زیر سر قوامینه !

* دختر دختر داییم یه دختر بچه 10 ساله تو دفتر خاطراتش نوشته بود : نرگس جون اسباب بازی خوبی برام شده !

* الفبای موسیقی اونقدرام که فکر می کردم آسون نیس! نت خونی رو دوس دارم .

پ.ن: سیر آرووم زندگی ...فکر می کنم از عوارض زمستونه...