X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
چهارشنبه 29 فروردین‌ماه سال 1386

 

امروز عصر بیکارم .

واسه تک و توک عصرایی که بیکارم و وقتم آزاده هیچ برنامه ای ندارم .

یه ساعته که دارم فکر می کنم چیکار کنم !

هفته قبل که یه روزم آزاد بود رفتم دفتر استادم .

استاد سالخورده ای که در کنار وکالت و تدریس دستی هم در شعر داره .

تا منو می بینه تمام برگه هایی رو که مربوط به اشعارشه از بین کتابچه های قانون پیدا می کنه و واسم می خونه و ازم می خواد نظرمو بهش بگم . واسم فال حافظ می گیره و از تجربیاتش حرف می زنه وروز بیکاریم به اتمام می رسه ...

امروز شاید برم بیرون از خونه .

مثه بیشتر اوقات وقتمو توی کتابفروشی ها بگذرونم کل کتابای رمان و روانشناسی و تاریخی و ادبی کتابفروشی رو زیر و رو کنم دست آخر هم دست خالی از کتابفروشی بیام بیرون چون هنوز کلی کتاب نخونده دارم و کلی وقت پر!

بعدشم به احتمال زیاد مغازه های عروسک فروشی و خرت و پرتای فانتزی نظرمو جلب می کنه .

دست آخرم واسه خودم کلی قاقالی لی می خرم ازآبنبات چوبی وترشک و چیپس گرفته تا پسته و نسکافه و بستنی با طعم قهوه ! ( خرید واسه شکمو خیلی دوس دارم !)

الانم یه فیلم با بازی زیبای آنجلیا جولی دیدم . اسم فیلمو نمی دونم . آنجلیا نقش زنی رو بازی می کرد که برای کمک به آفریقاییها به کشورشون سفر می کنه . دیدن بچه های سیاه و گرسنه و نحیف آفریقایی روش تاثیر می ذاره و تمام سعی ش رو برای کمک به اونها می کنه . فیلم تاثیر گذار و زیبایی بود .

 

پ.ن: دلم می خواد برم کوه .

تا حالا کوه نرفتم !

نرگس